الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
91
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
كافور . و آن قول خداى تعالى است : وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ؛ « 1 » فرشهاى پربها . و آنگاه كه بندهء مؤمن در منازل خود در بهشت قرار گرفت و بر سر او تاج ملك و كرامت نهاده شد ، در زير آن حلّههاى مرصّع به طلا و نقره و ياقوت و مرواريد بپوشانند و هفتاد حلّهء حرير به رنگهاى مختلف بافته شده از طلا و نقره و درّ و ياقوت سرخ در بر او كنند ، و اين قول خداى تعالى است : . . . يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ ؛ « 2 » و در آنجا طلا و مرواريد بر دست زيور بندند و تن به جامهء حرير بيارايند . و گاهى كه مؤمن بر تخت عزّت نشيند ، تخت از زير پاى او از شدّت سرور و شادى به رقص و جنبش آيد . و چون ولىّ خدا در ميان بستانها استقرار يافت ، فرشتهء موكّل بر جنان او ، از وى اجازه خواهد تا او را به كرامتهاى الهى دربارهء وى تهنيت و شادباش گويد . پس خادمان شخص مؤمن به فرشته گويند : بر جاى خود باش كه ولىّ خدا بر بساط خود تكيه زده و همسر حورى او مهياى ديدار با اوست . بايد به انتظار وقت ملاقات ولىّ خدا صبر كنى . پس فرمود : در اين موقع همسر حورى او از درون خيمهء خود به جانب او بيرون آمده ، حالى كه كنيزكانش گرداگردش ، وى را همراهى نمايند ، و بر تنش هفتاد حلّهء بافته با ياقوت و درّ و زبرجد است كه از مشك و عنبر است و بر سر او تاج كرامت ، و بر پاى او نعلين از طلا و دانهنشان به ياقوت و مرواريد و بند آنها ياقوت سرخ است . پس آنگاه كه به ولىّ خدا نزديك گردد و او بخواهد از شوق و شعف به پا خيزد به او بگويد : اى بندهء محبوب خدا ! امروز روز تعب و ناراحتى نيست بر جاى خود بنشين كه من براى توأم و تو براى من . فرمود : بهقدر پانصد سال از سالهاى دنيا يكديگر را در آغوش كشند و از هم دلتنگ و سير نشوند . فرمود : و هرگاه اندك فتورى ، نه از دلسردى ، براى او پيش آيد ، به گردن حوريه نظر افكنده كه بر آن ، گردنبندها از شاخهء ياقوت سرخ ببيند كه در ميانهء آن لوحى است از درّ ، كه بر آن نوشته است : « تو اى ولىّ خدا ! محبوب من و من محبوب
--> ( 1 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 34 . ( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 23 .